معين الدين محمد زمچى اسفزارى
283
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
همهء اقسام علوم ميدانست ، و بفضل و كمال يگانهء روزگار بود و امام قشيرى « 1 » رح « 2 » با او منازعت داشت « 3 » و هميشه در مقام الزام او بود تا وقتى امام قشيرى بر بام خانهء جوينى برآمد ، ديد كه جوينى چنگساز ميدهد و اوتار او را بر يكديگر راست مىسازد « 4 » و چند كس را آورده « 5 » تا بديدند « 6 » كه بوقت حاجت گواهى دهند و روز ديگر بمجلس سلطان « 7 » ملكشاه آمد و بنشست تا جوينى بيامد قشيرى « 8 » پرسيد كه اى امام : چنگ زدن حلال است يا حرام ؟ جوينى گفت : چنگ زدن حرامست ، اما دانستن او حلال ، گفت چگونه تواند بود ؟ « 9 » گفت : چنان كه ميان دو چنگى خلاف افتاد يكى به
--> ( 1 ) - عبد الكريم بن عبد الملك بن طلحة بن محمد النيشابورى ، الاستاد ابو القاسم القشيرى ، الملقب « زين الاسلام » امام على الاطلاق خراسان . استادان او : ابن باكويهء شيرازى ، الحافظ ابو نعيم اسفراينى ، ابو نعيم مهرجانى ، على بن احمد اهوازى . در تصوف مريد شيخ ابو على دقاق . در فقه شافعى . در اصول اشعرى . ولادت او در ربيع الاول سال 376 ه . وفاتش 16 ربيع الثانى بسال 465 ه و در مدرسهء شافعيان در نيشابور جنب قبر استادش ابو على دقاق مدفون گرديد . از تصانيف مشهورهء او « الرسالة القشيريه » و « التحبير » مىباشد . ( طبقات الشافعية - ج / 3 ص 243 - 247 . وفيات الاعيان ج / 1 ص 324 - 326 . ( 2 ) - مج : قشيرى رح با او . مك : قشيرى با او . ( 3 ) - مج : داشت و هميشه در مقام الزام او بود تا وقتى امام قشيرى . مك : داشت تا وقتى قشيرى . ( 4 ) - مج : مىسازد و چند . مك : مىسازد چند . مد : مىكند و چند ( 5 ) : آورده تا . مك . مد : آورد تا . ( 6 ) - مج . مد : تا بديدند كه بوقت حاجت گواهى دهند و روز . مك : تا بديدند روز . ( 7 ) - مج . مد : سلطان ملكشاه آمد و بنشست تا . مك : سلطان آمد تا . ( 8 ) - مج : بيامد قشيرى از وى پرسيد . مد : بيامد قشيرى از وى پرسيد . مك : بيامد پرسيد . ( 9 ) - مج : تواند بود ؟ گفت : چنان كه . مك : تواند بود ؟ چنان كه .